بزودي اين وبلاگ تبديل به وب سايت زنگنه خواهد شد لذا از شما دوستان نويسنده ، انديشمندان و كليه كساني كه در هر زمينه طبعي دارند دعوت بعمل مي آوريم كه در اين راه ما را همدل و همنفس باشند .

                                  ================================

بنام ایزد منان طاهر . بنام اهورا مزدای اندیشه ها و سلامی به سرزمین مادری  سلامی به کوهها و دشتها به بلندای آسمانش که تا جان به پای دارم به پایش خواهم گریست  به گذشته اش که تاریخ است به آینده اش که معماست حالش را چونم  که چه نامم ولی می دانم که از سرزمینی می آیم که خورشیدش نرم آرام از خواب بلند می شود .

به سنگ فرش زمینش که سبز است و سبز

مرا بی تو مکانی نیست . مرا بی تو جوابی نیست .

تو بی من ماندگاری و من بی تو خام و کاهل

مرا بينش تر از انديشه هاي ناپاكم  نمي دانم كجا جويم . ولي با اين همه احوال و اوضاع مي پرستم خاك پاك سرزمينم را همان خاكي كه پاك از خون و ظلم و جهل و آشوب بود . و اما نا كسان گرد و غباري بر رخ زيبايش آويز كردند و من نيز گرفتار انديشه هاي نابخردانه . خاك پاكي كه كوروش بر آستانش بوسه زد . همان خاكي كه سياوش را پروراند . همان خاكي كه آرش را كمان داد و ناميد مرزش را ايران و توران . من آن غمدار و غمبارم كه انديشه ندارم بر فلك آرم . ولي كوشش و همت گمارم كه من آن فرزند ايرانم ببايد خاك خود را بر فلك آرم ، سپهرش را بر ترابش بوسه بازم كه آرامي در اين دير خراب نگنجد . ولي اين نيك مردانم كجايند . آنان كه رفتند و نماندند .

تو اي سرزمين مادري گوش فرا ده . مرا بي تو مكاني نيست و جويايت شدم  شايد بخوابم آيي شايد تو را هرگز نيابم ولي اين ره نه بسيار و نه كوته ببايد كوشش كرد دستكي بر بالش خفتيده ام زد ببايد يا خدا گفت و راهم را بپيمودن گزينم . هر چند كه خستان و لرزان و چشمانم تو را بينا و آگاهي نيست . باور و انديشه ام با خود بسازم همره و همدرد .

 تو را جويم . تويي كه جاودان مي ماني به نام نيك بدست مردمان و يارانت . مرا با تو كاري است كه نا اهلان نخواهند جست . مرا با تو شيدايي است . به زير سپهر و آفتابت گريه سر دادم كه اي خاكم كجايي . من اينجا  رهگذارم حيف و حيف تو را جستيدم و يابيدم . پشيمانم و خوشحال از اين بابت كه افكارم قدرت درك تاريخت ندارد ولي خوشحال و مسرورم كه من يابيده ام راه خود را .

و اينك تو را سخت راهي در پيش است . در اين ره من همرهاني راز دار و انديشه هايي نو يار دارم . دگر از دست من آسايش و آرامشي دريايي نخواهي داشت . چون در اين ره كوششي كرديم و انديشه هام را يكي .

پس از ياران من ! دهيد دستان گرم و عاشق را .

نيازمند همراهي و مساعدت شما در اين راه هستم