مروري بر وضعيت مرزهاي خراسان در دوره صفويه و مهاجرت اجباري کردها

دولت صفوی و تقویت مرزهای خراسان

تشكیل دولت صفویه و سیاست مذهبی كه شاهان این سلسله اعمال می كردند موجب شد تا در ساختار كلی جامعه نیز تحولاتی ایجاد شود. در این زمان خراسان بعنوان ایالتی دور از مركز شاهد وقایع عمده ای بود كه دولت مركزی را گرفتار نموده بود. تهاجمات ازبكها به نواحی خراسان موجب گردید تاصفویه توجه مبذولی رابه خراسان داشته باشد براین اساس در اولین اقدام به تقویت مرزهای خراسان اقدام نمودند.
یكی ازمقاطع حساس در تاریخ ایران عصر صفوی حركت اكراد دراین مقطع از تاریخ است. خراسان عصر صفویه همواره درمعرض تهاجمات بیگانگان بوده است. تهاجمات ازبكها و تراكمه همواره موجب ناامنی درنواحی مرزی خراسان بود بنابراین سیاست تقویت مرزهای شمال خراسان در دوره شاهان صفویه بخصوص شاه عباس بمرحله اجرادر امد.

دراین مقاله به بررسی زمان حركت و دلایل مهاجرت اكراد - خط سیر جغرافیائی مهاجران كرد، مشكلات و دشواریهای كه با آن مواجه بوده اند و تحولاتی كه در نواحی مرزی خراسان به وجود آورده اند پرداخته می شود. تا آنجا كه منابع تاریخی گواهی می دهند حضور قبایل كرد درمناطق مرزی شمال خراسان بخشی از سیاست شاهان صفویه بوده است.

اساس این پژوهش بر اساس منابع و ماخذ عصر صفویه ؛ تواریخ محلی و نوشته های سیاحان و ایرانشناسان می باشد تا با بررسی اسناد و مكتوبات موجود این حركت تاریخی مورد پژوهش قرار گیرد. كردهای خراسان یكی از ایلات بزرگ چمشگزك می باشند كه در عصر صفویه ابتدا به نواحی ورامین و سپس به نوار مرزی بجنورد شیروان قوچان و درگز كوچ نمودند. عده ای از سران این قوم در دوره صفویه وافشاریه و قاجار جزء صاحب منصبان نظامی بودند كه نقش اساسی در تاریخ خراسان داشتند.

ادامه نوشته

سيري در زندگي زنده ياد منوچهر آتشي

زواياي مكتوم و نهفته ی زندگي يك شاعر

... پس از عمری زاده کوچ خزان منوچهر آتشی فرزند هجرت و تبعید قصد سفر ابدی کرد و از میان ما رفت یادش گرامی و روحش شاد

براي هيچ يك از مردم عامي و درگير مصایب فقر و ناامني روستاي دهرود سفلي، باور كردني نبود كه در روزي از روزهاي سال (1312) فرزند ذكور يك خانواده ی مهاجر و معروف كه چشم به جهان گشوده است، در آينده اي نه چندان دور، يكي از بزرگ ترين مشاهير ادبي جهان و از چهره هاي ماندگار تاريخ ايران خواهد شد.
قصد و نيت نگارنده ی اين مقاله، معرفي چهره ی سرشناس استاد فقيد مرحوم "منوچهر آتشي" نيست. زيرا این خورشید، خود بر  تارك ادبيات ايران مي درخشد. اما هدف، افشاي زواياي مكتوم و نهفته ی زندگي سراسر رنج و تلخ آن فقيد و سعيد است كه با تمام مشكلات پيش رو توانست به فتح قله هاي رفيع معرفت و شناخت دست يابد.
پدربزرگش از طوايف "زنگنه" كرمانشاه به دلايلي نامعلوم به استان بوشهر روستاي سمل امروزي مهاجرت مي نمايد. وي با دختري از طايفه ی "مسيح گل"هاي سمل به نام "كربلایيه هاجر" خواهر "مشهدي حسين سملي"، ازدواج كرد كه ثمر اين وصلت تولد پدر شاعر، "محمدجعفر آتشي" مي باشد.
اختلافات قومي و محلي باعث مي شود طايفه ی "زنگنه" به اطراف كوچ كنند. پدر شاعر راهي ديار پشتكوه برازجان مي شود. و در آن جا با دختر "ميرزا حسين خان بلوكي" پيوند زناشويي مي بندد.
مرحوم "كربلايي محمدجعفر آتشي" كه از افراد باسواد زمان خود بوده، با راهنمايي مرحوم "رئيس غلامعلي سملي" وارد اداره ی ثبت و احوال مي شود. اولين سه جلدهاي (شناسنامه) مردم منطقه توسط اين افراد نوشته شده است. ايشان به خاطر شرايط كار در شهرستان هاي كنگان و لامرد مجبور مي شوند، خانواده را در دهرود تنها گذارند.
با قدرت گرفتن رژيم "رضاخاني" و مبارزه با سران عشاير و قبايل، از جمله جد مادري مرحوم "آتشي" كه "ميرزاحسين بلوكي" باشد، تحت تعقيب و به اروميه تبعيد مي شود كه در مسير راه كشته مي شود.
از اين تاريخ است كه سايه ی شوم فقر و بی سرپرستي و اذيت و آزار عده اي مخالف چنان عرصه بر خانواده ی "آتشي" تنگ مي كند تا جد پدري ايشان در سمل، مرحوم "رئيس غلامرضا" به ياري آن ها مي شتابد و "منوچهر" چهار ساله همراه مادر و دو خواهر و يك برادر را مجدداً ‌به سمل باز مي گرداند.
يكي از خواهرها به نام "هاجر" در سمل فوت مي كند. از اوضاع دشوار آن زمان بعدها خود شاعر به عنوان روزهاي سخت سمل نام آورده است.
"منوچهر آتشي" تا سن 15 سالگي در سمل مي ماند. سپس به مدت يك سال و نيم در روستاي چاهكوتاه و بعد از آن براي ادامه تحصيل به شهر بوشهر نقل و مكان مي كنند. در آن جا است كه استعدادهاي نهفته ی شاعر مجال شكوفا شدن يافته و مدارج درسي را به سرعت طي مي نمايند و پس از پايان دوره ی ابتدايي و راهنمايي وارد دانش سراي تربيت معلم شيراز شده و همزمان فعاليت ادبي وي شروع مي شود.
شغل مقدس معلمي را انتخاب نموده و بعد از آن قدم به عرصه ی هنري و ادبي در راديو و تلويزيون مي گذارد.
 در سال 1359 وي به افتخار بازنشستگي نایل گشته و راهي منطقه ی زادگاهش در بوشهر مي گردد. فقر مالي و مشكلات خانوادگي و درآمد اندك كه حداقل تكافوي مخارج او را نمي نمايد، به ناچار تصميم به كار در طرح گاز طبيعي كنگان را برايش به دنبال دارد. سپس همراه خانواده ی مرحوم برادرش راهي تهران مي شوند. نتيجه اين كه آن بزرگمرد عرصه ی ادب و هنر با وجود مبارزه با فقر و مشكلات عديده، هيچ گاه دست نياز و تملق به سوي كسي دراز ننمود.
و غرض اين كه شهامت و مناعت طبع وي، باشد كه سرمشقي براي پويندگان راه دشوار آزادگي و سربلندي ايران عزيز گردد... .

جستاري بر چگونگي شكل گيري ، ماهيت و پراكنده شدن اقوام ايل زنگنه

كامبادن: اين نوشتار سال گذشته و همزمان با صدور بیانیه مشترک حزب پان‌ایرانیست و حزب دمکرات کردستان ایران از سوی دكتر سهراب اعظم‌زنگنه ـ دبير حزب پان‌ايرانيست ـ نگاشته شده كه تا كنون به دلايلی امكان انتشار آن فراهم نگرديده بود. اين شانس و افتخار را داشتم كه نسخه‌ای از آن را از سوی دكتر سهراب اعظم‌زنگنه دريافت كنم و با كسب اجازه از ايشان نسبت به انتشار آن اقدام نمايم.

 شنبه 27 اسفند 1384

نگارننده (دكتر زنگنه) كه خود از وابستگان يكی از ريشه‌دارترين و بزرگ‌ترين و خوشنام‌ترين خاندان‌های كرد حکومتگر (زنگنه) در بخشی از كردستان (كرمانشاهان) می‌باشد، در اين نوشتار با شرح مختصری از تاريخ كردستان و جنبش‌های كردی به بررسی جايگاه و عملكرد جمهوری كردستان به رهبری زنده‌ياد قاضی محمد می‌پردازد.         

به نام خداوند جان و خرد

پاينده ايران

برگ‌هايی از تاريخ ...

 جمهوری كردستان ، ايران‌خواه يا تجزيه‌طلب؟

دكتر سهراب اعظم‌زنگنه ـ دی‌ ۱۳۸۳ خورشیدی 

 شادروان مصطفی بارزانی: هر كجا كرد است آنجا ايران است.

از سخنان شادروان دكتر عبدالرحمن قاسملو كه بارها توسط استاد عبدالله حسن‌زاده تكرار شده است: ما هيچ كسی را از خودمان ايرانی‌تر نمی‌دانيم.

اينك كه دو حزب نيرومند و ايران‌خواه پان‌ايرانيست و دمكرات كردستان ايران در مسير مبارزه حق‌طلبانه، رهايی‌بخش و عظمت‌خواه ملت ايران به كوششی هماهنگ برخاسته‌اند و اقدام بزرگ و استراتژيك آنها چون خاری به چشمان حسودان منحرف و نيروهای ضد ملی و تفرقه اندازان مبارزات قوم كرد و بيگانه پرست فرو رفته و نمی‌توانند اتحاد و يگانگی همه اقوام جامعه بزرگ ايرانی را تحمل نمايند، بر آن شدم كه هم‌ميهنانم را در حد توان با تاريخ مختصر قوم كرد و خواست‌های تاريخی آنها و كوشش‌ها و دلبستگی‌هايشان به يگانگی اقوام ايرانی در عين حق‌خواهی‌های ويژه قومی آشنا نمايم، بديهی است كه ذكر حوادث و نظريات آورده شده در زير صرفاً برای روشنگری است تا همگان بدانند كه اولاً قوم بزرگ كرد و ثانياً همه اقوام ايرانی در درازای تاريخ عليرغم شيوه‌های گوناگون بيانی و علمی و اشتباهات احتمالی هرگز قدمی در مسير تجزيه‌طلبی برنداشته‌اند و خواستی جز ايجاد ايرانی آباد، آزاد و دمكرات ندارند.

ادامه نوشته