ایل زنگنه و زنگنه های خواف
محمد عیسی رحیمی
خواف
پیشینه
مناطق کوچ این ایل بیشتر در اطراف شمال عراق کنونی (پنجوین ، سلیمانیه و ایالت اربیل و از جنوب شرقی به بدره و از جنوب غربی به حلبچه و خانقین واز غرب به تکریت و سامرا و بغداد ) محدود است .و توسط شاه اسماعیل صفوی (905 تا 930 هجری قمری ) به زیستگاه کنونی در منطقه کرمانشاهان و همدان کوچیدند .
این ایل را برخى کرد و بعضى لر دانسته اند . بسیارى از نویسندگان معاصر و از جمله جناب آقای دکتر کلیم الله توحدی در کرد بودن زنگنه تردید نکرده اند . با توجه به قراین و شواهد موجود, کرد بودن ایل زنگنه قطعى است.
همه منابع مربوط متفق القولند که ایل زنگنه به منظور یارى پادشاهان صفوى از منطقه اصلى خود کوچیده و در منطقه جدیدى سکنى گزیده اند . آن ها شاه اسماعیل اول را در جنگ هایش یارى داده اند .
زمان مهاجرت زنگنه به داخل قلمرو ایران دقیقا مشخص نیست. کسانی زمان مهاجرت ایل زنگنه را پس از حمله مغول مى دانند. اما اکثر منابع گواه آن است که مهاجرت زنگنه همزمان با تشکیل دولت صفوى توسط اسماعیل اول بوده است .
ایل زنگنه در دوره صفویه
هم چنین گفته شده ایل زنگنه پس از ورود به ایران در کرمانشاه سکنى گزیدند . به هرحال افراد این ایل بزرگ در زمان اسماعیل اول سیادت وى را پذیرفتند و تحت فرمان وى درآمدند و نزد وى به مقامات بالا رسیدند . ایل زنگنه در رکاب شاه اسماعیل در جنگ هاى متعدد وى به ویژه با عثمانى ها شرکت کرد. یکى از این جنگ ها چالدران بود .
در زمان شاه تهماسب اول نیز چندتن از سرداران کرد زنگنه از جمله سلیم خان زنگنه و حیدرخان زنگنه به فرماندهى اسماعیل میرزا با عثمانى ها جنگیدند . شاه تهماسب براى تقویت مرزهاى شرقى ایران در مقابل تهاجمات ازبک ها برخى کردهاى زنگنه را به خراسان منتقل کرد.
در زمان شاه عباس اول افراد ایل زنگنه در حکومت و سپاه داراى موقعیتى بودند، یکى از این افراد على بالى زنگنه بود.
على بالى بیک هم چنین مدتى در زمان شاه عباس اول, امیر خراسان بود . على بالى بیک در سال 1028 هجری قمری از مقام جلودارى به منصب امیرآخورباشى ( رئیس اصطبل اسبان مخصوص شاه ) ارتقا یافت .
شاهرخ سلطان پسر علی بالی در سال 1044 هجری قمری به مقام امیر آخور باشی منصوب شده بود، البته سال ها پیش از آن، یعنی در سال 1039 هجری قمری به امارت خواف منصوب گردیده بود .
شاهرخ سلطان در نهم جمادى الاولى 1049 هجری قمری درگذشت و برادرش شیخعلى خان به امارت زنگنه منصوب گردید و به جاى وى برادرش نجفقلى بیک به مقام امیرآخورباشى رسید .
در زمان شاه عباس دوم افراد خاندان زنگنه هم چنان راه ترقى را پیمودند. در این میان نجفقلى خان به عنوان فرمانده بخشى از سپاه در مرزهاى شرقى ایران خوش درخشید.
در سال 1055 هجری قمری شهر خواف در خراسان به اقطاع دوستعلى خان زنگنه داده شد . در سال 1057هجری قمری دوستعلى خان از زمره امرایى بود که در محاصره قندهار شرکت داشتند . در سال 1058 هجری قمری حکومت ولایت گرمسیر با توابع و ملحقات و مضافات به دوستعلى خان حاکم ایل زنگنه که در این وقت تیولدار ولایت خواف و باخرز خراسان بود ، داده شد.
روى هم رفته باید گفت که ایل زنگنه در دوره ی شاه عباس روز به روز بر اهمیت خود افزود و مناصب نسبتا والایى به دست آورد و مسیرى را که از زمان اسماعیل اول در آن گام نهاده بود با سرعت بیش تر طى کرد و به مقصد نهایى, که رسیدن به قدرتمندترین منصب بعد از منصب شاه باشد, نزدیک شد. در زمان شاه سلیمان و به ویژه پس از رسیدن شیخعلى خان به وزارت اعظمى, ایل زنگنه بسیار قدرتمند شد و کارگزاران بسیارى از ولایات از ایل زنگنه تعیین شدند.
طایفه زنگنه در خواف
یکی از بزرگ ترین طوایف شهرستان خواف با حدود دو هزار و پانصد خانوار جمعیت ، ایل زنگنه می باشد. که به گفته برخی از مورخین مهاجرت ایل زنگنه به ولایت خواف در سه مرحله بوده است و هدف اصلی دولت های وقت از کوچاندن آن ها شکست قدرتشان در موطن اصلی بوده است . که این امر با گسیل دادن آن ها به عنوان مرزبانی به شرق خراسان محقق گردیده است .
محمد جعفرخان زنگنه
گروه اول زنگنه ها در دوران صفویه از کرمانشاه به خواف مهاجرت کردند ، و در روستای نیازآباد سکنی گزیدند. که رئیس آن ها فردی شاعر و عارف مسلک به نام محمد جعفر خان زنگنه از رجال برجسته و زبده این ایل در زمان کریم خان زند بوده است ، مناجات نامه ای منظوم منتسب به وی می باشد . و در آن خود را متخلص به (( نادم )) می خواند.
(( فکندی چو نادم ز روی رجا قضای مهمات را با خدا ))
وی به فرمان خان زند به شیراز می رود و در آنجا مورد لطف واقع نمی شود و بعد از تحمل زندان غریبانه مسموم می شود . زنگنه های نیاز آباد با زنگنه های روستای اسد آباد قرابت نسبی و سببی دارند. از لحاظ آداب و رسوم شبیه هم می باشند .
نوروز خان و پسرانش
گروه دوم زنگنه ها در دوره افشاریه از همدان به خواف تبعید با به عنوان مرزدار مهاجرت نمودند . این عده به سر کردگی شخصی مقتدر به نام نوروز خان همراه نه فرزند ذکور خود به نام های: شاه قلی ، نیاز قلی ، نصیر ، علیخان و ... در روستای قاسم آباد مقیم شدند .این افراد در تیر اندازی و اسب سواری مهارت خاص داشته اند . و همیشه در مقابله ترکمن ها و حملات ناشی از آنان غالب و پیروز بودند. این گروه از خواهر زادگان بدیعا زنگنه می باشند که قبل از آن ها به قاسم آباد آمده است . هم اکنون اعقاب آن ها در قاسم آباد به نام هر یک از برادران معروف گشته اند. هر زنگنه اصیلی در قاسم آباد به یکی از اولادهای نوروز خان بسته و مشهور می باشد . از افراد شاخص این گروه در قاسم آباد مرحوم حاج شیخ زنگنه که شخصی فاضل و دانش دوست بوده واز نوادگان علیخان می باشد.
بدیعا زنگنه
گروه سوم عده ای از ایل زنگنه که در زمان شاه عباس به مرو و هرات تبعید شده اند و از نوادگان نجف هراتی می باشند . این گروه به سرکردگی بدیعا زنگنه که با نوروز خان نسبت خویشاوندی داشته است ، از هرات به منطقه قاسم آباد عزیمت نموده و به خواهر زادگان خود ملحق می شود و در منطقه کیبر کوه دژی به نام قلعه منگان با برج و باروهای مستحکم زندگی می کرده است . و شغل آن ها دامداری و کشاورزی بوده است . از افراد سر آمد این گروه می توان به مرحوم حاج یعقوب و حاج آقا جان زنگنه اشاره کرد . جناب آقای ابراهیم زنگنه نویسنده کتاب ( رجال شرق خراسان ) و از مورخین به نام معاصر از نوادگان بدیعا زنگنه می باشد .
ایل زنگنه در سال 1304 هجری شمسی در خواف شناسنامه در یافت نمودند . عده ای پسوند های چکنی و اسدی به دنبال زنگنه افزودند. امروزه پسوندهای ( فر ، ثانی و مقدم ) و همچنین نام روستاهای محل سکونت خود را به نام خانوادگی افزوده اند .
این طایفه هم اکنون در شهرستان خواف در روستاهای نیازآباد ، ابراهیمی ، حسن آباد ، شهرک ، علی آباد ، شهر قاسم آباد و حتی در شهر خواف ساکن می باشند و با حفظ سنت های طایفه ای خود در کنار دیگر طوایف شهرستان زندگی می کنند. شغل اکثر آن ها دامداری ، کشاورزی و عده ای هم کارمند دولت می باشند . زبان آن ها فارسی است با اینکه کردی نمی دانند اما آهنگ و تن کلامشان کردی می باشد. هر کدام از این گروه ها اسناد و شجره نامه هایی دارند که خود مجال بحثی دیگر را می طلبد
منابع:
1-ویکی پیدیا دانشنامه آزاد
2- مقاله ایل زنگنه، نوشته محمد زنگنه، دبیر زبان و ادبیات فارسی دبیرستان های خواف
که برای همایش تاریخ در شهرستان خواف نوشته و تقدیم شده است.
تقديم به تمامي دوستداران تاريخ ، ادب و فرهنگ ايران زمين باشد كه آستان جاناني براي خسته دلان باشيم