دكتر عبدالحميد زنگنه استاد دانشگاه و وزير فرهنگ
دكتر عبدالحميد زنگنه استاد دانشگاه و وزير فرهنگ
|
روزشمار زندگى دكتر عبدالحميد زنگنه
۱-عبدالحميد زنگنه فرزند حسين از افراد خانواده معتبر كرمانشاه بود كه در سال ۱۲۸۳ شمسى در تهران متولد شد. پس از پايان تحصيلات در دارالفنون در سال ۱۳۰۷ همراه ۱۲۰ تن از محصلين اعزامى به اروپا رفت و در پاريس در رشته حقوق درجه دكترا گرفت.
۲-دكتر زنگنه پس از مراجعت به ايران در دانشكده حقوق به تدريس پرداخت و مدتى هم رياست دانشكده حقوق را برعهده داشت. در دوره چهاردهم هم از كرمانشاه به نمايندگى مجلس انتخاب شد و به تدريس هم ادامه مى داد.
۳-دكتر زنگنه در كابينه حكيمى معاون نخست و در دولت هاى ساعد و رزم آراء وزير فرهنگ شد.
۴-دكتر زنگنه روز ۲۸ اسفند ۱۳۲۹ چند روز بعد از ترور سپهبد رزم آراء در محيط دانشگاه تهران توسط نصرت الله قمى در ۴۶ سالگى به قتل رسيد.
۵-ترور زنگنه به هيچوجه جنبه سياسى نداشت. فدائيان اسلام آن را مى خواستند به خود نسبت بدهند و حتى خليل طهماسبى مى خواست قاتل او را نجات دهد كه توفيقى نيافت و قمى به دار آويخته شد. گفته شد كه قاتل، دانشجوئى بود كه مى خواست از استادش با زور نمره بگيرد.
۶-دكتر زنگنه از انسان هاى شريف و از استادان شايسته دانشگاه تهران بود كه در فعاليت هاى سياسى نيز مرد آرامى به شمار مى رفت و ترور او توليد تأسف فراوان شد.
ترور دكتر زنگنه
عبدالحميد زنگنه فرزند حسين زنگنه در سال ۱۲۸۳ شمسى در تهران متولد شد. پس از طى دوره ابتدائى در دارالفنون به تحصيل پرداخت. در سال ۱۳۰۷ همراه با ۱۲۰ نفر از گروه دانشجويان اعزامى به اروپا رفت و در رشته علوم اقتصادى و مالى درجه دكترا دريافت داشته به ايران بازگشت.
دكتر زنگنه در دوره چهاردهم از كرمانشاه به نمايندگى مجلس انتخاب گرديد. در سومين كابينه حكيمى به معاونت نخست وزير در امور پارلمانى انتخاب گرديد. در كابينه ساعد وزير فرهنگ شد. در كابينه رزم آراء نيز بار ديگر وزير فرهنگ شد. دكتر زنگنه كه سالها استادى و رياست دانشكده حقوق را برعهده داشت به دست نصرت الله قمى در ۴۶سالگى ترور شد.
ترور دكتر زنگنه در دانشگاه
به دنبال ترور رزم آراء در روز ۶ اسفند ۱۳۲۹ و تشكيل كابينه جديد به رياست حسين علاء وضع كشور خيلى متشنج گرديد. دكتر عبدالحميد زنگنه وزير فرهنگ كابينه رزم آراء كه از كار كنار رفته بود روز ۲۸ اسفند ۱۳۲۹ در محيط دانشگاه توسط نصرت الله قمى ترور شد كه در محافل سياسى اين ترور به فدائيان اسلام نسبت داده مى شد در حالى كه به هيچوجه ترور سياسى نبود.
نگارنده در دانشكده حقوق شاگرد دكتر زنگنه بودم. استادى دانشمند و مطلع و بى تظاهر بود. در كار استادى نهايت دقت و مراقبت را داشت و شاگردان او همواره از دكتر زنگنه به نيكى ياد مى كنند.
نصرت الله قمى را نيز كه ساكن اميريه بود خوب مى شناختم او فرزند يك معمار بود كه به دانشكده حقوق راه يافته و مى خواست با گردن كلفتى و تهديد از دكتر زنگنه نمره بگيرد. او هم كه اهل اين كارها نبود. يك روز موقعى كه دكتر زنگنه براى تدريس وارد محوطه دانشكده حقوق مى شود او جلوى استاد خود را گرفته و مطالبه نمره قبولى مى كند ولى دكتر زنگنه مطابق روش خود زير بار نمى رود كه ناگهان قمى اسلحه اى از جيب درآورده به سوى زنگنه شليك مى كند. او در محوطه دانشكده براى اين كه خود را از ترور نجات دهد مى دود ولى قمى كه جوانى بلند قامت و رشيد بود دكتر زنگنه كوتاه قد را دنبال مى كند و كار او را مى سازد.
اين امر در ميان فرهنگيان و طبقات مختلف مردم توليد تأسف زيادى كرد زيرا دكتر زنگنه را يك مرد دانشگاهى مى شناختند نه يك مرد سياسى، ولى در جو سياسى آن روز مخالفين به بهره بردارى از اين قتل پرداختند و گفتند چون دكتر زنگنه وزير فرهنگ كابينه رزم آراء بود و مى خواست قانون تازه اى براى مطبوعات به تصويب برساند كه مطبوعات را زير فشار قرار بدهد تصميم به قتل او گرفته شد در حالى كه نه نصرت الله قمى عضو فدائيان اسلام بود و نه فدائيان اسلام هيچگاه ادعا كرده اند كه او را ترور كرده اند.
بعدها وقتى خليل طهماسبى به زندان افتاد با نصرت الله قمى در زندان آشنا شد و هم قسم شده بودند كه هر كدام زودتر از زندان آزاد شدند براى آزادى ديگرى اقدام كنند. اتفاقاً خليل طهماسبى با قانون عفو خود كه از تصويب مجلس گذشت آزاد گرديد و براى آزادى قمى فعاليت مى كرد. اين كار امكان پذير نبود و دادگاه سرانجام قمى را به اعدام محكوم كرد و حكم صادره درباره او اجرا شد. بعداً هم خليل طهماسبى دوباره زندانى و اين بار اعدام شد.
دكتر سنجابى در خاطرات خود يادآور مى شود:
دكتر زنگنه بى جهت و بدون دليل كشته شد. قاتل او رابطه اى با فدائيان اسلام نداشت ولى بعداً به آنها مربوط شد. قاتل از دكتر زنگنه نمره قبولى مى خواست ولى وقتى او را كشت فدائيان اسلام اقدام كردند و خيلى هم اصرار داشتند كه دكتر مصدق از اجراى حكم اعدام او كه از دادگاه صادر شده بود خوددارى كند و قنات آبادى هم به علت پولى كه از قاتل گرفته بود خيلى اقدام كرد ولى مصدق زير بار نرفت و حكم اعدام درباره قاتل به اجرا گذاشته شد.
حاج مهدى عراقى نيز گفته است:
نصرت الله قمى با ۱۲دانشجو هم قسم شده بودند كه دكتر زنگنه استاد دانشگاه را بكشند. وقتى نصرت الله قبول مى كند كه ترور را انجام مى دهد اينطور صحبت مى شود كه او بلافاصله اسلحه را به زمين بياندازد كه معلوم نشود قاتل كيست؟ وقتى نصرت الله قمى تيراندازى مى كند آن ۱۲ نفر رفيقش فرار مى كنند و ميثاق را بهم مى زنند.
خانواده زنگنه
در كتاب ايلات و طوايف كرمانشاه چنين نوشته شده است:
ايل زنگنه كهن سال ترين تشكيلات ايلى ايران است كه ريشه در حماسه و تاريخ فرهنگ ايران مرز و بوم دوانيده و در تمام دوران تاريخ از سرزمين ايران دفاع كرده اند.
بعد از ظهور شاه اسماعيل صفوى ايل زنگنه از عراق به كرمانشاه و در اطراف اين منطقه مستقر گرديد. وجه تسميه (زنگنه يا زنگه) از آنجا پيدا شد كه اين دلاور كرد ايرانى در نبرد كاوس و رستم در مازندران قدرت نمائى كرده و بر پهلوانان آن منطقه پيروز شد و بلند آوازه شد از اين جهت بستگان او نام (زنگنه) را برگزيدند.
در دوران صفويه ايل زنگنه در كنار شاه اسماعيل صفوى صاحب عنوانى گرديده و از ماليات معاف شدند و منطقه كرمانشاهان موطن اصلى آنها است. در عراق هم خانواده هائى بنام زنگنه ساكن هستند.
در اواخر حكومت زنديه الله قلى خان زنگنه در فكر رسيدن به حكومت مركزى افتاد ولى شكست خورد. شيخ على خان زنگنه را در تاريخ ايران اميركبير اول ناميده اند و مدت ها افرادى از خاندان زنگنه بر كرمانشاه حاكميت داشته اند كه از مهمترين آنها عليخان اميركل زنگنه اعظم است. از جمله شخصيت هاى اين ايل خاندان زنگنه (خانباباخان بهادر لشگر) پدر مهندس خان احمد زنگنه وزير سابق پست و تلگراف و مدير عامل سازمان برنامه بود. (مهندس احمد زنگنه از رجال خوشنام ايران در بخش هاى دولتى و خصوصى بود) .
از خانواده زنگنه ميرزا يحيى خان (سالار اشرف) در دوره هاى پنج و ششم از كرمانشاه و لرستان و دكتر عبدالحميد زنگنه در دوره چهاردهم از كرمانشاه به نمايندگى مجلس انتخاب گرديدند. على خان اعظم زنگنه (اميركل) و عزيز اعظم زنگنه نيز چند دوره نماينده مجلس از كرمانشاه شدند. سرلشگر احمد زنگنه فرمانده تيپ رضائيه و تبريز گرديد. علاءالدين زنگنه ساليان دراز معاون وزارت كشور بود. حسين زنگنه با ارتشبد خاتم در كار هواپيمائى شركت داشت و ثروتمند گرديد و دخترش (شاه پرى زنگنه) با عدنان خاشوقى ثروتمند معروف عرب ازدواج كرد... . .
اكثر افراد اين خانواده خوشنام بودند. در كارهاى دولتى و حقوقى نيز خدماتى انجام داده اند.
اسامى حكمرانان زنگنه در كرمانشاه
شاهرخ بيك زنگنه، شيخ على بيك زنگنه، عبدالباقى خان زنگنه، مرتضى قلى خان زنگنه، حاج عليخان زنگنه، نصرالله خان زنگنه، محمدرضاخان زنگنه (ظهيرالملك).
خانواده زنگنه با اسامى مختلف عبارتند از: خان احمد زنگنه، اعظم زنگنه، دادگرى زنگنه، سپهبرى زنگنه، ابراهيمى زنگنه، روانبخش زنگنه، برزين زنگنه، تيمورپور زنگنه، ياورى زنگنه، شيخعليخانى زنگنه.
۱-عبدالحميد زنگنه فرزند حسين از افراد خانواده معتبر كرمانشاه بود كه در سال ۱۲۸۳ شمسى در تهران متولد شد. پس از پايان تحصيلات در دارالفنون در سال ۱۳۰۷ همراه ۱۲۰ تن از محصلين اعزامى به اروپا رفت و در پاريس در رشته حقوق درجه دكترا گرفت.
۲-دكتر زنگنه پس از مراجعت به ايران در دانشكده حقوق به تدريس پرداخت و مدتى هم رياست دانشكده حقوق را برعهده داشت. در دوره چهاردهم هم از كرمانشاه به نمايندگى مجلس انتخاب شد و به تدريس هم ادامه مى داد.
۳-دكتر زنگنه در كابينه حكيمى معاون نخست و در دولت هاى ساعد و رزم آراء وزير فرهنگ شد.
۴-دكتر زنگنه روز ۲۸ اسفند ۱۳۲۹ چند روز بعد از ترور سپهبد رزم آراء در محيط دانشگاه تهران توسط نصرت الله قمى در ۴۶ سالگى به قتل رسيد.
۵-ترور زنگنه به هيچوجه جنبه سياسى نداشت. فدائيان اسلام آن را مى خواستند به خود نسبت بدهند و حتى خليل طهماسبى مى خواست قاتل او را نجات دهد كه توفيقى نيافت و قمى به دار آويخته شد. گفته شد كه قاتل، دانشجوئى بود كه مى خواست از استادش با زور نمره بگيرد.
۶-دكتر زنگنه از انسان هاى شريف و از استادان شايسته دانشگاه تهران بود كه در فعاليت هاى سياسى نيز مرد آرامى به شمار مى رفت و ترور او توليد تأسف فراوان شد.
ترور دكتر زنگنه
عبدالحميد زنگنه فرزند حسين زنگنه در سال ۱۲۸۳ شمسى در تهران متولد شد. پس از طى دوره ابتدائى در دارالفنون به تحصيل پرداخت. در سال ۱۳۰۷ همراه با ۱۲۰ نفر از گروه دانشجويان اعزامى به اروپا رفت و در رشته علوم اقتصادى و مالى درجه دكترا دريافت داشته به ايران بازگشت.
دكتر زنگنه در دوره چهاردهم از كرمانشاه به نمايندگى مجلس انتخاب گرديد. در سومين كابينه حكيمى به معاونت نخست وزير در امور پارلمانى انتخاب گرديد. در كابينه ساعد وزير فرهنگ شد. در كابينه رزم آراء نيز بار ديگر وزير فرهنگ شد. دكتر زنگنه كه سالها استادى و رياست دانشكده حقوق را برعهده داشت به دست نصرت الله قمى در ۴۶سالگى ترور شد.
ترور دكتر زنگنه در دانشگاه
به دنبال ترور رزم آراء در روز ۶ اسفند ۱۳۲۹ و تشكيل كابينه جديد به رياست حسين علاء وضع كشور خيلى متشنج گرديد. دكتر عبدالحميد زنگنه وزير فرهنگ كابينه رزم آراء كه از كار كنار رفته بود روز ۲۸ اسفند ۱۳۲۹ در محيط دانشگاه توسط نصرت الله قمى ترور شد كه در محافل سياسى اين ترور به فدائيان اسلام نسبت داده مى شد در حالى كه به هيچوجه ترور سياسى نبود.
نگارنده در دانشكده حقوق شاگرد دكتر زنگنه بودم. استادى دانشمند و مطلع و بى تظاهر بود. در كار استادى نهايت دقت و مراقبت را داشت و شاگردان او همواره از دكتر زنگنه به نيكى ياد مى كنند.
نصرت الله قمى را نيز كه ساكن اميريه بود خوب مى شناختم او فرزند يك معمار بود كه به دانشكده حقوق راه يافته و مى خواست با گردن كلفتى و تهديد از دكتر زنگنه نمره بگيرد. او هم كه اهل اين كارها نبود. يك روز موقعى كه دكتر زنگنه براى تدريس وارد محوطه دانشكده حقوق مى شود او جلوى استاد خود را گرفته و مطالبه نمره قبولى مى كند ولى دكتر زنگنه مطابق روش خود زير بار نمى رود كه ناگهان قمى اسلحه اى از جيب درآورده به سوى زنگنه شليك مى كند. او در محوطه دانشكده براى اين كه خود را از ترور نجات دهد مى دود ولى قمى كه جوانى بلند قامت و رشيد بود دكتر زنگنه كوتاه قد را دنبال مى كند و كار او را مى سازد.
اين امر در ميان فرهنگيان و طبقات مختلف مردم توليد تأسف زيادى كرد زيرا دكتر زنگنه را يك مرد دانشگاهى مى شناختند نه يك مرد سياسى، ولى در جو سياسى آن روز مخالفين به بهره بردارى از اين قتل پرداختند و گفتند چون دكتر زنگنه وزير فرهنگ كابينه رزم آراء بود و مى خواست قانون تازه اى براى مطبوعات به تصويب برساند كه مطبوعات را زير فشار قرار بدهد تصميم به قتل او گرفته شد در حالى كه نه نصرت الله قمى عضو فدائيان اسلام بود و نه فدائيان اسلام هيچگاه ادعا كرده اند كه او را ترور كرده اند.
بعدها وقتى خليل طهماسبى به زندان افتاد با نصرت الله قمى در زندان آشنا شد و هم قسم شده بودند كه هر كدام زودتر از زندان آزاد شدند براى آزادى ديگرى اقدام كنند. اتفاقاً خليل طهماسبى با قانون عفو خود كه از تصويب مجلس گذشت آزاد گرديد و براى آزادى قمى فعاليت مى كرد. اين كار امكان پذير نبود و دادگاه سرانجام قمى را به اعدام محكوم كرد و حكم صادره درباره او اجرا شد. بعداً هم خليل طهماسبى دوباره زندانى و اين بار اعدام شد.
دكتر سنجابى در خاطرات خود يادآور مى شود:
دكتر زنگنه بى جهت و بدون دليل كشته شد. قاتل او رابطه اى با فدائيان اسلام نداشت ولى بعداً به آنها مربوط شد. قاتل از دكتر زنگنه نمره قبولى مى خواست ولى وقتى او را كشت فدائيان اسلام اقدام كردند و خيلى هم اصرار داشتند كه دكتر مصدق از اجراى حكم اعدام او كه از دادگاه صادر شده بود خوددارى كند و قنات آبادى هم به علت پولى كه از قاتل گرفته بود خيلى اقدام كرد ولى مصدق زير بار نرفت و حكم اعدام درباره قاتل به اجرا گذاشته شد.
حاج مهدى عراقى نيز گفته است:
نصرت الله قمى با ۱۲دانشجو هم قسم شده بودند كه دكتر زنگنه استاد دانشگاه را بكشند. وقتى نصرت الله قبول مى كند كه ترور را انجام مى دهد اينطور صحبت مى شود كه او بلافاصله اسلحه را به زمين بياندازد كه معلوم نشود قاتل كيست؟ وقتى نصرت الله قمى تيراندازى مى كند آن ۱۲ نفر رفيقش فرار مى كنند و ميثاق را بهم مى زنند.
خانواده زنگنه
در كتاب ايلات و طوايف كرمانشاه چنين نوشته شده است:
ايل زنگنه كهن سال ترين تشكيلات ايلى ايران است كه ريشه در حماسه و تاريخ فرهنگ ايران مرز و بوم دوانيده و در تمام دوران تاريخ از سرزمين ايران دفاع كرده اند.
بعد از ظهور شاه اسماعيل صفوى ايل زنگنه از عراق به كرمانشاه و در اطراف اين منطقه مستقر گرديد. وجه تسميه (زنگنه يا زنگه) از آنجا پيدا شد كه اين دلاور كرد ايرانى در نبرد كاوس و رستم در مازندران قدرت نمائى كرده و بر پهلوانان آن منطقه پيروز شد و بلند آوازه شد از اين جهت بستگان او نام (زنگنه) را برگزيدند.
در دوران صفويه ايل زنگنه در كنار شاه اسماعيل صفوى صاحب عنوانى گرديده و از ماليات معاف شدند و منطقه كرمانشاهان موطن اصلى آنها است. در عراق هم خانواده هائى بنام زنگنه ساكن هستند.
در اواخر حكومت زنديه الله قلى خان زنگنه در فكر رسيدن به حكومت مركزى افتاد ولى شكست خورد. شيخ على خان زنگنه را در تاريخ ايران اميركبير اول ناميده اند و مدت ها افرادى از خاندان زنگنه بر كرمانشاه حاكميت داشته اند كه از مهمترين آنها عليخان اميركل زنگنه اعظم است. از جمله شخصيت هاى اين ايل خاندان زنگنه (خانباباخان بهادر لشگر) پدر مهندس خان احمد زنگنه وزير سابق پست و تلگراف و مدير عامل سازمان برنامه بود. (مهندس احمد زنگنه از رجال خوشنام ايران در بخش هاى دولتى و خصوصى بود) .
از خانواده زنگنه ميرزا يحيى خان (سالار اشرف) در دوره هاى پنج و ششم از كرمانشاه و لرستان و دكتر عبدالحميد زنگنه در دوره چهاردهم از كرمانشاه به نمايندگى مجلس انتخاب گرديدند. على خان اعظم زنگنه (اميركل) و عزيز اعظم زنگنه نيز چند دوره نماينده مجلس از كرمانشاه شدند. سرلشگر احمد زنگنه فرمانده تيپ رضائيه و تبريز گرديد. علاءالدين زنگنه ساليان دراز معاون وزارت كشور بود. حسين زنگنه با ارتشبد خاتم در كار هواپيمائى شركت داشت و ثروتمند گرديد و دخترش (شاه پرى زنگنه) با عدنان خاشوقى ثروتمند معروف عرب ازدواج كرد... . .
اكثر افراد اين خانواده خوشنام بودند. در كارهاى دولتى و حقوقى نيز خدماتى انجام داده اند.
اسامى حكمرانان زنگنه در كرمانشاه
شاهرخ بيك زنگنه، شيخ على بيك زنگنه، عبدالباقى خان زنگنه، مرتضى قلى خان زنگنه، حاج عليخان زنگنه، نصرالله خان زنگنه، محمدرضاخان زنگنه (ظهيرالملك).
خانواده زنگنه با اسامى مختلف عبارتند از: خان احمد زنگنه، اعظم زنگنه، دادگرى زنگنه، سپهبرى زنگنه، ابراهيمى زنگنه، روانبخش زنگنه، برزين زنگنه، تيمورپور زنگنه، ياورى زنگنه، شيخعليخانى زنگنه.
+ نوشته شده در شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۳۸ ق.ظ توسط عبدالهي
|
تقديم به تمامي دوستداران تاريخ ، ادب و فرهنگ ايران زمين باشد كه آستان جاناني براي خسته دلان باشيم